خلوتی با سلطان ولد
بخش ۱۳۵ - در بیان آنکه معانی چنانکه هست در عبارت نگنجد و بچیزی نماند که لاضد له ولا ندله. لیکن چیزی میباید گفتن که لایق عقل مردم باشد تا او طالب آن شود. همچنانکه پیش کودک نابالغ لب شاهد را بشکر تشبیه کنند تا کودک از شیرینی شکر آنرا قیاس کند و گوید که چنانکه شکر شیرین است، باید که آن نیز چنین باشد. وگرنی، شکر را با لب شاهد چه نسبت است بهیچ وجهی بهم نمیمانند. همچنین حق تعالی بیان جنت بحور و قصور و اشجار وانهار میکند تا جنت را بدین طریق فهم کنند و الا جنت بدینها چه میماند اینهمه فانیاند و آن باقی است فانی را با باقی چه نسبت باشد
ولدنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کی کند بحر را ب قطره قیاسکو زراندر زر و کجاست پلاس
۲
لیک این از ضرورت است بدانتا شود آن طرف ترا میلان
۳
هرچه پیش تو خوب و مطلوب استهمچو جان نزد جسم محبوب است
۴
جنس آنرا کنند عرض بتوتا شود میلت از درون آن سو
صفحهٔ ۱ از ۷