شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

بخش ۳ - نکوهیدن ناموسهای پوسیده را کی مانع ذوق ایمان و دلیل ضعف صدق‌اند و راه‌زن صد هزار ابله چنانک راه‌زن آن مخنث شده بودند گوسفندان و نمی‌یارست گذشتن و پرسیدن مخنث از چوپان کی این گوسفندان تو مرا عجب گزند گفت ای مردی و در تو رگ مردی هست همه فدای تو اند و اگر مخنثی هر یکی ترا اژدرهاست مخنثی دیگر هست کی چون گوسفندان را بیند در حال از راه باز گردد نیارد پرسیدن ترسد کی اگر بپرسم گوسفندان در من افتند و مرا بگزند

دفتر ششم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای ضیاء الحق حسام‌الدین بیاای صقال روح و سلطان الهدی
۲
مثنوی را مسرح مشروح دهصورت امثال او را روح ده
۳
تا حروفش جمله عقل و جان شوندسوی خلدستان جان پران شوند
۴
هم به سعی تو ز ارواح آمدندسوی دام حرف و مستحقن شدند
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth