شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

بخش ۵ - حکایت غلام هندو کی به خداوند‌زادهٔ خود پنهان هوای آورده بود چون دختر را با مهتر‌زاده‌ای عقد کردند غلام خبر یافت رنجور شد و می‌گداخت و هیچ طبیب علت او را در نمی‌یافت و او را زهرهٔ گفتن نه

دفتر ششم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خواجه‌ای را بود هندو بنده‌ایپروریده کرده او را زنده‌ای
۲
علم و آدابش تمام آموختهدر دلش شمع هنر افروخته
۳
پروریدش از طفولیت به نازدر کنار لطف آن اکرام‌ساز
۴
بود هم این خواجه را خوش دختریسیم‌اندامی گشی خوش‌گوهر‌ی
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth