خلوتی با مولانا
بخش ۳۰ - خندیدن جهود و پنداشتن کی صدیق مغبونست درین عقد
دفتر ششم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قهقهه زد آن جهود سنگدلاز سر افسوس و طنز و غش و غل
۲
گفت صدیقش که این خنده چه بوددر جواب پرسش او خنده فزود
۳
گفت اگر جدت نبودی و غرامدر خریداری این اسود غلام
۴
من ز استیزه نمیجوشیدمیخود به عشر اینش بفروشیدمی
صفحهٔ ۱ از ۱۱