شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

بخش ۴۱ - قصهٔ درویشی کی از آن خانه هرچه می‌خواست می‌گفت نیست

دفتر ششم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سایلی آمد به سوی خانه‌ایخشک نانه خواست یا تر نانه‌ای
۲
گفت صاحب‌خانه « نان اینجا کجاست ؟خیره‌ای ؟ کی این دکان نانباست ؟»
۳
گفت « باری اندکی پیهم بیاب »گفت « آخر نیست دکان قصاب »
۴
گفت « پاره‌ای آرد ده، ای کدخدا »گفت « پنداری که هست این آسیا ؟»
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth