خلوتی با افسرالملوک عاملی
بخش ۲۳ - بردیای دروغی- گوماتای غاصب
کوروش نامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سوی پارس شد عازم شهر خویشکه شاید بماند باَئین و کیش
۲
بیامد همی تا سوی شهر شامبگفتند روزت دگر گشت ، شام
۳
ندانی که در جای تو بردیانشسته است برتخت کمبوجیا
۴
بزد صیحه و مات شد زین خبرکه کشتم برادر نمانم اثر
صفحهٔ ۱ از ۶