شعر را زندگی کن
خلوتی با فردوسی

بخش ۱۰ - بند خاقان چین به کمند رستم، گریز پیران و سپردن بستگان و غنایم به فریبرز

داستان خاقان چین

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بینداخت آن تابداده کمندسران سواران همی کرد بند
۲
چو آمد بنزدیک پیل سپیدشد آن شاه چین از روان ناامید
۳
چو از دست رستم رها شد کمندسر شاه چین اندر آمد ببند
۴
ز پیل اندر آورد و زد بر زمینببستند بازوی خاقان چین
صفحهٔ ۱ از ۳۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth