خلوتی با مولانا
بخش ۸۰ - حکایت آن سه مسافر مسلمان و ترسا و جهود و آن کی به منزل قوتی یافتند و ترسا و جهود سیر بودند گفتند این قوت را فردا خوریم مسلمان صایم بود گرسنه ماند از آنک مغلوب بود
دفتر ششم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یک حکایت بشنو اینجا ای پسرتا نگردی ممتحن اندر هنر
۲
آن جهود و مؤمن و ترسا مگرهمرهی کردند با هم در سفر
۳
با دو گمره همره آمد مؤمنیچون خرد با نفس و با آهرمنی
۴
مرغزی و رازی افتند از سفرهمره و همسفره پیش همدگر
صفحهٔ ۱ از ۲۱