خلوتی با فردوسی
بخش ۳۵ - یافتن گستهم خسته در مرغزار، بستن زخمها و بردن او با پیکر لهاک و فرشیدورد نزد شاه
داستان دوازده رخ
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همه شب بنالید تا روز پاکپر از درد چون مار پیچان به خاک
۲
چو گیتی ز خورشید شد روشنابیامد بدان جایگه بیژنا
۳
همی گشت بر گرد آن مرغزارکه یابد نشانی ز گم بوده یار
۴
پدید آمد از دور اسب سمندبدان مرغزار اندرون چون نوند
صفحهٔ ۱ از ۱۴