خلوتی با رضاقلی خان هدایت
بخش ۸ - گلبن ششم در ذکر بعضی از اصطلاحات عارفین
روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر رأی عقلای باانصاف ظاهر است که هر طایفه را از علما و غیره اصطلاحی مخصوص است که در استعمال آن منفردند ودیگران را از آن حظی و نصیبی نیست. لهذا این طایفهٔ عالیه، عبارات و اصطلاحات خاصی دارند که بدون اطلاع و استحضار از آن، درک کلام ایشان متعذر است. کما قال المؤلف:
۲
گفتگوی درویشان بر زبان مرغان استرازشان کسی داند کش بود سلیمانی
۳
و فقیر سابق بر تألیف این کتاب، رسالهای مشتمل بر برخی از اصطلاحات و استعارات ایشان نگاشته و مجمع الاسرار آن را نام گذاشته. اکنون بعضی ازآن را به ترتیب حروف تهجی در این گلبن ذکر مینماید که باعث استحضار بی خبران گردد. و فی الجمله لذتی از سخنان حقیقت بنیان ایشان برند. امانت: از اصطلاحات عرفاست و در حدیث آمده است و بعضی گویند امانت طاعت حق است و بعضی گفتهاند عشق است و بعضی گفتهاند ولایت است و بعضی گفتهاند عقل است و بعضی گفتهاند معنی امانت امامت است.
۴
انسان: به اصطلاح ایشان مرد کامل است نه صورت انسانیه. در حدیث قدسی آمده که الإنْسانُ سِرِّی و أَنَا سِرُّهُ و عرفا گویند هر حیوانی را یک زادن است و آدمی و مرغ را دو زادن. چه مرغ یک بار بیضه مینهد و از بیضه مرغی میزاید. پس صورت آدمی بیضهٔ اوست و آدمی عبارت از معنی اوست که در قشر بشریت مُکوّن است. و الا حیوان است به صورت انسان قال بایزید اِنْسَلَخْتُ مِنْجِلْدِی کَمَا انْسَلَخَتْالحیَّةُ مِنْجِلْدِهَا «ابر» کنایه از حجاب ربوبیت و عبودیت است.
صفحهٔ ۱ از ۵