شعر را زندگی کن
خلوتی با رضاقلی خان هدایت

بخش ۵۱ - شوکت بخارایی

روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از وارستگان زمان خود بوده و در بلاد ایران سیاحت می‌نمود. در اصفهان شیخ محمد علی لاهیجی متخلص به حزین از عرفای متأخرین وی را ملاقات نموده. گفته است که در ایام شتا او را دیدم نمد پاره‌ای بر دوش و سر و پای برهنه در میان برف می‌گذشت و به قدریک شبر برف بر سرش جمع شده بود و از شوریدگی حال و پریشانی خیال در مقام ریختن آن نمی‌آمد. چندانکه خواستم با وی تکلمی کنم ملتفت نگشته، از من در گذشت. به هر حال این دو بیت از اوست:
۲
ز هم نمی‌گسلد رشتهٔ نظارهٔ منبه عمر خود نکنم غیر یک نگاه ترا
۳
چه منع می‌کنی از بینوایی که مراستکه پادشاه ندارد گدایی که مراست
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth