خلوتی با رضاقلی خان هدایت
بخش ۶۱ - ظهیر فاریابی
روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
و هُوَ ظهیر الدین طاهربن محمد. کنیتش ابوالفضل و ازفضالی عهد خود بوده. اصلش از فاریاب مِن توابع بلخ و مدتها مداحی سلاطین سلجوقیه و ایلدگزیه را کرده. مضامین بدیع و ابیات رفیع در روزگار از او یادگار است. وی را در شاعری پایهای بلند و رتبهای دل پسند بوده. عاقبت الامر ترک و تجرید گزیده در تبریز پای در دامن انزوا کشیده. دیوانش مکرر مطالعه شد. الحق قصاید خوب و مضامین مرغوب دارد. غرض، فاضلی است عالی مقدار وحکیمی هوشیار. این چند بیت در نصیحت و موعظه فرموده است:
۲
فِی الموعظة و النّصیحة
۳
گیتی که اولش عدم و آخرش فناستدر حق وی گمان ثبات و بقا خطاست
۴
مگشای لب به خنده که تو خفتهای از آنکدر خواب خنده موجب دلتنگی وبکاست
صفحهٔ ۱ از ۸