شعر را زندگی کن
خلوتی با رضاقلی خان هدایت

بخش ۱۰۱ - واعظ قزوینی

روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اسمش میرزا محمد رفیع و در فضیلت پایهٔ قدرش منیع. کتاب مستطاب ابواب الجنان از اوست. الحق هر بابی از ابواب ابواب الجنانش بابی از ابواب الجنان. معاصر سلطان حسین صفوی بود و خلق را موعظه می‌نمود. در اوایل جلوس سلطان مذکور مرحوم ومغفور شد. شعر هم می‌گفت. ایندو بیت از او نوشته می‌شود:
۲
از هیچ کس بجز دو زبانی ندیده‌امخلق زمانه را همه گویی زبان یکی است
۳
دور و دراز شد سفر بی خودی مراگویا به بوی زلف تو از هوش رفته‌ام
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth