خلوتی با رضاقلی خان هدایت
بخش ۱۰۵ - هلالی جغتائی
روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با سلطان حسین میرزای بایقرا و امیر بی نظیر علی شیرنوایی معاصر بوده. اول بار که به مجلس امیرعلی شیر بار یافت، از خواندن این مطلع محترم شد:
۲
چنان ازپا فکند امروزم ازرفتار وقامت همکه فردا برنخیزم بلکه فردای قیامت هم
۳
امیر او را در برکشید و از تخلصش پرسید. گفت: هلالی. امیر فرمود: بدری بدری. از تأثیر نظر عنایت امیر مشار الیه فلک سخنوری را بدر و محفل شاعری را صدرآمد. در شاعری مشهور شد. آخر به خدمت مشایخ رسید و از اهل ذوق محسوب گردید. مثنوی شاه و گدا و لیلی و مجنون وصفات العاشقین به رشتهٔ نظم کشید و عاقبت در سنهٔ ۹۳۹ به جرم تشیع شهید گردید. اشعار خوب دارد اما بدین چند بیت از او اکتفا میشود:
۴
از آن تنهایی و ملک غریبی شد هوس ما راکه روزی چند نشناسیم ما کس را و کس ما را
صفحهٔ ۱ از ۴