شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

بخش ۱۲۱ - رسیدن آن شخص به مصر و شب بیرون آمدن به کوی از بهر شبکوکی و گدایی و گرفتن عسس او را و مراد او حاصل شدن از عسس بعد از خوردن زخم بسیار و عَسی أَنْ تَکْرَهوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ و قوله تعالی سَیَجْعَلُ اللهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْراً و قوله علیه‌السلام اشتدّی ازمّة تنفرجی و جمیع القرآن و الکتب المنزلة فی تقریر هذا

دفتر ششم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ناگهانی خود عسس او را گرفتمشت و چوبش زد ز صفرا  ناشکفت
۲
اتفاقا اندر آن شب‌های تاردیده بُد مردم ز شب‌دزدان ضرار
۳
بود شب‌های مخوف و منتحسپس به جد می‌جست دزدان را عسس
۴
تا خلیفه گفت که ببرید دستهر که شب گردد وگر خویشِ منست
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth