خلوتی با عینالقضات همدانی
فصل ۱۱۳
لوایح
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیابان بی پایان عشق مردم خوار است اگر عاشقی را برگ مسافرت بود دست در شاخ بیمرادی زند بلکه نهال هستی از چمن وجود برکند و در دریای نیستی افکند:
۲
در بادیه گر هیچ سفر خواهی کردبر آتش عاشقی گذر خواهی کرد
۳
در آرزوی لعبت حسنش بدو دسترخساره پر از خون جگر خواهی کرد
صفحهٔ ۱ از ۱