شعر را زندگی کن
خلوتی با عین‌القضات همدانی

فصل ۱۵۵

لوایح

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هیچ روزی که بر عاشق گذرد مبارکتر از آن روز نبود که او را در نظر معشوق یابند بردار برآمده و منتظر کشف اسرار شده در آن حال که آن واصل را بردار برآوردند موحدی باو رسید پرسید مَا الْمَحَبَّةُ فَقال هذا اَوّلُ قَدَم مِنْهُ:
۲
گفت خوبان چو پرده برگیرندعاشقان پیششان چنین میرند
۳
آن روز دار مینمود اما او را روز بار بود چون در نظر یار بود:
۴
حلاج دلا که مقتدای کارستبردار همی گفت که روز بارست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth