شعر را زندگی کن
خلوتی با محمد بن منور

حکایت شمارهٔ ۸۲

فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شیخ بوسعید گفت قدس اللّه روحه العزیز کی ما را بخواب دیدند مرده و زنخ بربسته و سخن می‌گوییم. کسی گویدی فرا مردمان کی سخن مگویید و اگر گویید چنین گویید کی شیخ گفت آنگاه که بمردی او بماند و بس ماتَ الْعَبْدُ وَهُوَ لَمْ یَزَلْ.
۲
مقریی در پیش شیخ این آیت برخواند کی اِنَّ الَّذی فَرَض عَلَیْکَ الْقُرْانَ لَرادُّکَ اِلی مَعادٍ شیخ گفت مفسران درین آیت چنین گفته‌اند کی: اَرادبه فتح مکة، ما چنین می‌گوییم که وی برای فتح مکه قسم یاد نکند، اَراد به لقاء الاخوان.
۳
حکایات و فوائد
۴
این فواید برزفان مبارک شیخ ابوسعید رفته است پراکنده:
صفحهٔ ۱ از ۳۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth