خلوتی با نظامی
بخش ۵۴ - زاری کردن فرهاد از عشق شیرین
خسرو و شیرین
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو دل در مهر شیرین بست فرهادبرآورد از وجودش عشق فریاد
۲
به سختی میگذشتش روزگارینمیآمد ز دستش هیچ کاری
۳
نه صبر آن که دارد برگ دورینه برگ آن که سازد با صبوری
۴
فرورفته دلش را پای در گلز دست دل نهاده دست بر دل
صفحهٔ ۱ از ۱۸