شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجه عبدالله انصاری

بخش ۳۵ - فی مناجاته

طبقات الصوفیه - امالی پیر هرات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کوه آتش می‌بینیم زده دریک نفس، یا فریادرسی، یا رفتم ای فریادرس!
۲
بقعر دریا رسیدم بیک نفس، یا تو گوی که برای! یا نه دیگر نیست کس نفس را فرا نیافته از پیش و پس، و آن نفس نیست گشته و بس وله
۳
سفن الوجه التی! بصرتمفی الهوی غرقها بحر الوجود
۴
وطف العارف مرتاحاً علیلوح ما عاینه موج الشهود
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth