خلوتی با خواجه عبدالله انصاری
بخش ۴۵ - و من طبقة الثانیه جنید بن محمد القواریری
طبقات الصوفیه - امالی پیر هرات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ابوالقاسم الزجاج الخراز سیدالعارفین رحمه اللّه گویند که پدر وی جام فروختید بآن قواریر خوانند. گویند که اصل وی از نهاوند بود، و جای و نشست ببغداد بود، و فقیه بود بر مذهب بوثور مهینه شاگرد شافعی. و فتوی وی دادی، و با سری سقطی و حارث محاسبی و محمد قصاب ٭ صحبت کرده بود و شاگرد ایشان بود. و وی از ایمهٔ این قوم است و از سادات و مقبول ورهمه زبانها گویند کی در دنیا ازین طبقه سه تن بودند که ایشان را چهارم نبود. جنید به بغداد، و بوعبداللّه حلی بشام، و بوعثمان حیری بنشاپور٭
۲
شیخ بوجعفر حداد ٭ گوید ار عقل مردی بوده در صورت جنید بودی در سنه سبع و تسعین مائتین برفته از دنیا، و پسر وی برو نماز کرده، روز نیمروز خلیفه روز شنبه و گویند کی آخر روز آدینه برفت، و روز شنبه دفن کردند.
۳
کسی آن شب بخواب دیدم مصطفی که میشتافتی آنکس ویرا گفت یا رسولاللّه کجا میروی؟ چنین گفت کی بجنازهٔ خلیفه میشتابم کی برفت. دیگر روز آنکس در بغداد میگشت و بر میپرسید ار خلیفه گفتند: سلامتست. آخر شنید کی جنید رفته بود، مصطفی ویرا گفته بود خلیفه.
۴
شیخ الاسلام گفت: قدس اللّه رحمه: کی جنید دکان داشت، روزگار چرمینه فروختی سی سال بر انجا مینشست تا خلق پندارند کی ستد و داد میکند، و هیچ بیع نکردی.
صفحهٔ ۱ از ۵