شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجه عبدالله انصاری

بخش ۸۴ - و من طبقة الرابعه ابوعبداللّه السالمی

طبقات الصوفیه - امالی پیر هرات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نام وی محمدبن احمد بن سالم البصری. ببصره بود شاگرد سهل تستری٭ سی سال باوی تا شصت سال و طریقت از وی گرفته بود اما مست.
۲
شیخ الاسلام گفت: کی بوعبداللّه سالمی گفته بود: که اللّه در ازل همه چیز می‌دید، ویرا مهجور کرده بودند باین سبب. شیخ بوعبداللّه خفیف گوید: که این قدم دهر بود. شیخ الاسلام گفت: که بوعبداللّه خفیف انصاف بنه داد، ممکن باشد که او خود دیدار علم را می‌گفت. او گفت: کی هر که طاعت برد اللّه را بر دیدار سبق، کرامات بروی ظاهر شود.
۳
پرسیدند ویرا که بچه چیز شناسند اولیاء اللّه را در خلق؟ او گفت: بلطافت زبان و حسن اخلاق و تازه روئی و سخاء نفس و اندکی اعتراض و پذیرفتن عذر آنکس که عذر دهد با ایشان، و تمامی شفقت ورهمه خلق، برایشان و فاجر ایشان. هم وی گفت: دیدار منت کلید دوستی است. شیخ الاسلام گفت کی:
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth