خلوتی با نظامی
بخش ۶۸ - دیدن شیرین و سخن گفتن با او
خسرو و شیرین
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو خسرو دید ماه خرگهی راچمن کرد از دل آن سرو سهی را
۲
بهشتی دید در قصری نشستهبهشتیوار در بر خَلق بسته
۳
ز عشق او که یاری بود چالاکز کرسی خواست افتادن سوی خاک
۴
به عیاری ز جای خویش برجستبرابر دست خود بوسید و بنشست
صفحهٔ ۱ از ۵