خلوتی با خواجه عبدالله انصاری
بخش ۱۳۲ - و من طبقة الرابعة ایضاً ابوبکر الشبلی
طبقات الصوفیه - امالی پیر هرات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
«شیخ الاسلام گفت: قدس اللّه روحه و عظم کرامته، کی» نام وی جعفر بن یونس است و گفتهاند: کی دلف بن جحدره امانه درست است، و گفتهاند: کی دلف بن جعفر. و بر گور وی جعفر بن یونس نوشته است ببغداد.
۲
شیخ الاسلام گفت: کی وی مصریست ببغداد آمد در مجلس خیر نساج٭ توبه کرد، شاگرد جنید٭ ایذ عالم بوده و فقیه و مذکر مجلس کردی، مذهب مالک داشته و موطا ملک حفظ داشت. پدر وی حاجب الحجاب خلیفه بود. شبلی را پسری بود یونس نام، و گفتهاند، کی اصل شبلی از اسرو شنه «بود و مولد» بسامره.
۳
قال الجنید لاتنظروا الی ابیبکر الشبلی بالعین التی تنظر بعضکم الی بعض فانه عین من عیون اللّه. هشتاد و هفت سال عمر وی بود در سنه اربع و ثلثین و ثلثمائه برفته از دنیا در ماه ذی الحجه فی سنة التی خلع المستکفی باللّه ثم استخلف المطیع للّه جنید گفته: لکل قوم تاج و تاج هذاالقوم الشبلی.
۴
شیخ الاسلام گفت: که بوعبداللّه گفت، کی محمد بن یحیی الفرغانی گفته: کی از ابوبکر تفلیسی شنیدهم، و از ابن زیری که جنید گفت: اذا کلمتم الشبلی فکلمو من ورأ العرش فان سیوفه تقطر دماً، فقال له ابن عطا هکذی یا باالقاسم!فقال نعم یا احمد! ما ظنک لشخص السیوف فی وجهه والاسنة فی ظهره والسهام عن یمینه و شما له والنار تحت قدیمه ثم انشأ:
صفحهٔ ۱ از ۳