شعر را زندگی کن
خلوتی با شیخ محمود شبستری

بخش ۵ - حکایت

فصل اول

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هدهدی را مگر ز طالع شومگذر افتاد بر خرابۀ بوم
۲
از سلیمان شنیده بود وعیدآخر افتاد در عذاب شدید
۳
هیچ بومان به شب نمی​خفتندهر زمانیش برمی​آشفتند
۴
چون نسیم سحرگهی بدمیدزان خراب آشیانه بر پرید
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth