شعر را زندگی کن
خلوتی با شیخ محمود شبستری

بخش ۴ - حکایت

فصل دوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صانعی کوزه ​ای ز برف بساختکرد پر آب و اندر آب انداخت
۲
کوزۀ برف ناگه ازتب و تابآب گشت و برآمد آب به آب
۳
چیست اندر مَثَل همه عالمعدمی در میان بحر عدم
۴
هرچه را پیش و پس عدم باشدبود و نابود او بهم باشد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth