شعر را زندگی کن
خلوتی با شیخ محمود شبستری

بخش ۵ - حکایت

فصل چهارم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفت بابا فرج که بد خود نیستوانچه بد دیده‌​ای تو آن بد نیست
۲
احمقی دید کافری قتالکرد از خیر او ز پیر سؤال
۳
گفت هست اندر او دو خیر نهانکه نبی و ولی ندارد آن
۴
قاتلش غازی است در ره دینباز مقتول او شهید گزین
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth