شعر را زندگی کن
خلوتی با شیخ محمود شبستری

بخش ۲ - حکایت

فصل ششم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در حضور جماعتی انبوهرفته بودم پی تفرّج کوه
۲
کمری را شکافت یک یاریپیش ما ناگهان پی کاری
۳
کرمکی یافتم میان کمرسیر و سیرآب و سبز و تازه و تر
۴
اندر آنجا مقام خود کردهچون در آب و گیاه پرورده
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth