شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شرح بیتی از سنایی

رسائل

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عاشقان در دمی دو عید کنندعنکبوتان مگس قدید کنند
۲
بدان نور اللّٰه بصیرتک بنور العیان که در نظر اهل کشف و شهود، عالم هر لحظه‌ای به حسب اقتضای ذاتی خود قطع نظر از موجد نموده، نیست می‌گردد، و به مدد وجودی که عبارت از نفس رحمانی است، هست می‌شود؛ و از سرعت انقضا و تجدد، محجوب زمان و مکان این معنا را در نمی‌یابد.
۳
هر زمان نو می‌شود دنیا و مابی‌خبر از نو شدن اندر بقا
۴
آن ز تیری مستمر شکل آمده استچون شررکش تیز جنبانی به دست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth