شعر را زندگی کن
خلوتی با قائم مقام فراهانی

شمارهٔ ۱۹ - نامه شاهنشاهی به امپراطور اعظم

نامه‌های فارسی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اول دفتر بنام ایزد داناصانع پروردگار و حی و توانا
۲
وجودی بی مثل و مانند، مبرا از چون و چند که عادل و عالم است و قاهر هر ظالم؛ پاداش هر نیک و بد را اندازه، و حد نهاده بحکمت بالغه خود بدکاران را زجر و عذاب کند و نیکوکاران را اجر و ثواب بخشد و درود نامعدود بر روان پیغمبران راست کار و پیشوایان فرخنده کردار باد.
۳
و بعد، بر رأی حقایق نمای پادشاه ذی جاه انصاف کیش عدالت اندیش، تاجدار با زیب و فر، شهریار بحر وبر، برادر والاگهر خجسته اختر، امپراطور ممالک روسیه و مضافات که دولتش با جاه و خطر است و رایتش با فتح و ظفر؛ مخفی و مستور مماناد که ایلچی آن دولت را در پای تخت این دولت باقتضای حوادث دهر و غوغای کسان او با جهال شهر آسیبی رسید که تدبیر و تداک آن بر ذمه کارگذاران این دوست واقعی واجب و لازم افتاد.
۴
لهذا اولاً: برای تهیة مقدمات عذرخواهی و پاس شوکت و احترام آن برادر گرامی، فرزند ارجمند خود خسرو میرزا بپای تخت دولت بهیه روسیه فرستاد حقیقت ناگاهی این حادثه و ناآگاهی امنای این دولت را در تلونامه صادقانه مرقوم و معلوم داشتیم.
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth