شعر را زندگی کن
خلوتی با قائم مقام فراهانی

شمارهٔ ۵۰ - در مقام ضرب باهالی تبریز به قائممقام بزرگ از قول ولیعهد نوشته

نامه‌های فارسی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خدایا راست گویم فتنه از تستولی از ترس نتوانم چغیدن
۲
لب و دندان ترکان ختا رابه این خوبی نبایست آفریدن
۳
که از دست لب و دندان ایشانبه دندان دست و لب باید گزیدن
۴
می‌فرمایند پلوهای قند و ماش و قدح های افشره و آش شماست که حضرات را هار کرده است. اسب عربی بی اندازه جو نمیخورد و اخته قزاقی اگر ده من یکجا جو بخورد بدمستی نمیکند، خلاف یابوهای دو دورغه که تا قدری جو زیاد دید و در قوروق بی‌مانع چرید، اول دندان و لگد به مِهتَری که تیمارش می‌کند می‌زند.
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth