شعر را زندگی کن
خلوتی با قائم مقام فراهانی

شمارهٔ ۵۲ - خطاب به میرزا ابوالقاسم وزیر کرمانشاه

نامه‌های فارسی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برادر جان: فقراتی که در عالم صدق و اخوت از من مشورت کرده، جواب بی پرده خواسته بودند، جوابش این است که عمل دیوان بقول شیخ سعدی مثل سفر دریاست. بیم جان دارد و امید نان.
۲
هو الحب فاسلم بالحشا ما الهوی سهلفما اختاره مضنی بوله عقل
۳
چون من خود از این کار خونخوار بسیار ضرب خورده و ضرب خورده بسیار دیده ام و از خونخواری این کار ترسیده ام، قبل از آن که شما بر این رأی ثابت و درین حلقه داخل شوید، دخالت شما را فی نفسه بی راه گریز و سپر بلا معتقد نبودم ولکن بعد از آن که در حلقه خودمان داخل و بخدمت دیوان دخیل و بکلی کافی و کفیل شدید؛ این اقاله و انکار و اعاده و استغفار شما را به هیچ وجه موافق صلاح و منتج خیر و فلاح نمیدانم.
۴
نمی بایست از اول آشنائیچوکردی چیست بی موجب جدائی
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth