شعر را زندگی کن
خلوتی با قائم مقام فراهانی

شمارهٔ ۹۳ - خطاب به محمدرضا خان

نامه‌های فارسی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برادر عزیز: کاغذهای شما در دارالخلافه رسید و آنچه منتهای آرزوی دل‌ها بود از فضل خدا و مرحمت شاهنشاه روحل العالمین فداه به‌عمل آمد؛ طوری که همه عالم حیرت کردند. تا امروز هیچ پادشاه به‌این آشکاری و شکوه و شوکت هیچ ولیعهد تعیین نکرده بود. چادر مروارید مکلل را بر سر تپه اسلام زدند و مجموعه‌های طلا و نقره حلویات در وسط چادر و کاسه نبات و قند روسی بر روی باهوها و خوانچه‌های نبات و قند، در خارج پوش از چهار طرف سه قطار چیدند و شاهی اشرفی نثار و عود و عنبر و بهار و گلاب و شربت و ساز و نواز و عیش و عشرت و سقاخانه‌های مملو از نقل و شربت، اعلی و ادنی زن و مرد، صغیر و کبیر‌، عارف و عامی‌، غریب و بومی از دروازه دولت تا تپه سلام و همچنین از دروازه شمران تا آنجا به‌هم پیوسته زره و زنجیر ایستاده بودند. خروار قند و شش خروار شکر چینی صرف شربت تماشاچی شد و البته صد یک خلق از میوه‌های تازه باغات به شربت‌های سقاخانه عام میل نکردند و نواب صاحب‌قران میرزا که مباشر سپاه نظام دارالخلافه است، حامل خلعت همایون بود یک دست تمام از ملبوس مخصوص همایون و جبه مروارید و یک زوج بازوبند خاصه شاهنشاهی را باز زنار جواهر شاه شهید مرحوم و شمشیر مرصع مشهور به جهان‌گشا‌ی محمدحسن خان و خنجر مکلل فتحعلی خان جد اعلی را آورد، نعم ماقبل:
۲
این تیغ حسن شاه شه دانش و دادوز شاه جهان سوز و محمد شه راد
۳
ایزد به کف فتح علی شاه نهادیعنی که پدر بر پدر این ملک گشاد
۴
و علما و عرفا و فضلا و شرفا خطبه‌ها خواندند و دعاها به دولت شاهنشاه روح‌العالمین فداه کردند و در ساعت سعد بتاریخ ۱۲ صفر سنه ۱۲۵۰ هجری خلعت همایون را پوشیده هفتصد و بیست توب شادی انداخته شد و از شلیک صالدات و سرباز گوش و هوش به زمین و آسمان نماند و خوانچه‌های شیرینی و مجموعه‌های حلویات و کله‌های قند و کاسه‌های نبات به امنا و امراء و خوانین و معارف و سرکردگان و کدخدایان و غلامان و عملجات علی‌قدر مراتبهم تفسیم و تسلیم گردید بعد ذلک مجلس‌های شیلان در تالارهای دریاچه و اروسی‌ها و مناظر و غرفات نگارستان و دلگشا و حوض خاقان آراسته شد و سفره‌ها انداخته و انواع ماحضر ساخته به‌قول جلایر:
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth