شعر را زندگی کن
خلوتی با قائم مقام فراهانی

شمارهٔ ۱۱۸ - به یکی از امیرزادگان نبشته

نامه‌های فارسی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قربانت شوم: پروانه مبارکه رسید و جا داشت که سواد مداد آن را به جای مردمک در چشم ها جا دهم و نقد جان را نثار سطور مشک بار نمایم.
۲
خط کاجنحه الطواویس اغتدیلحسوده کبراثن الآساد
۳
معنی یسلسل کالعقود و انهلذوی الحقود سلاسل الاقیاد
۴
ازین برفی که بر خلاف عادت موسم آمده و سرما پیش افتاد شکایت فرموده بودید و بسیار به جا بود چرا که هیچ چیز بی جا و بی هنگام خوب نیست، مگر عشق، آن هم باعتقاد ادیب صابر که میگوید:
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth