شعر را زندگی کن
خلوتی با قائم مقام فراهانی

شمارهٔ ۱۲۱ - در طهران به فاضل خان گروسی نوشته

نامه‌های فارسی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر چند شعر خوبی نیست، اما:
۲
به من یک روزه هجرانت نه آن کردکه در صد سال شرح آن تواند کرد
۳
بر خدا ظاهر است که هر وقت که یکروز بگذرد و شما را نبینم چنان بنظرم میآید که یک سال است ندیده ام. دردی فراوان دارم و نه هم درد دارم نه هم زبان.
۴
هر که او از هم زبانی شد جدابی نوا شد گرچه دارد صد نوا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth