شعر را زندگی کن
خلوتی با قائم مقام فراهانی

شمایل خاقان - قسمت دوم

رساله‌ها

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لاجرم در ورطه تجسس افتاد و هر جا جست جو می‌نمود که منظر وجودی تام را منزل و مقام سازد و بر وجه اکمل وجه اجمل گشاید.
۲
پری رو تاب مستوری ندارد.
۳
عاقبت کام طلب در راه سفر نهاد و در ملک مظاهر به راه باطن و ظاهر روان گشته در طی این سلوک فرقه انبیا و ملوک را فرق پیدا شد و جنبه جمال و جلال آشکار گردید.
۴
گام اول که در مسلک باطن نهاد شیث بن آدم را بر اهل عالم سرور و مقتدی کرد و رهبر و پیشوا ساخت و زان پس حضرت ادریس را به شهیر تقدیس از عالم خاک به طارم افلاک برده، نوح نجی را کشتی نجات داد و خضر نبی را شربت حیات بخشید. پور آزر خلعت خلت گرفت و دست موسی لمعه بیضا نمود و مجاری سبل از مظاهر رسل بر وفق مقتضای حال سرگرم عرض جمال بود تا به شهر کنعان رسید و عشق سرکش بر سان آتش به ملک مصر در افتاد، از فرقت حسن و عشق، محنت و حزن پدید آمد. حسن از جیب ماه کنعان سربرآورد و عشق در سینه زلیخا تمکن یافت، حزن راه کلبه یعقوب گرفت. پس جذبه عشق مظهر حسن را به خود خوانده از شهر کنعان به ملک مصر رساند.
صفحهٔ ۱ از ۳۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth