شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فصل گل روی تو جوان ساخت جهان راحسن تو ازین باغ برون کرد خزان را
۲
بر طاقت ما کار چنین تنگ مگیریدای خوش‌کمران تنگ مبندید میان را
۳
بر سبزهٔ نوخیز خطت می‌نگرد زلفزآن‌سان که به حسرت نگرد پیر جوان را
۴
مژگان تو خنجر به رخ ماه کشیدهابروت زده بر سر خورشید کمان را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth