شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بند از زنجیر نتوان کرد دل وارسته رامی‌تواند زد به عالم پشت پای بسته را
۲
تشنهٔ یک آرزو از همت والا نه‌ایمخاک هم آب است دست از آب حیوان شسته را
۳
تا توانی ناتوانان را به چشم کم مبینیاری یک رشته جمعیت دهد گلدسته را
۴
رحمت حق را هر آن عارف که بشناسد درستداند اجری نیست چندان توبهٔ بشکسته را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth