شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر کس به قبله‌ای کرد روی نیاز خود راهندو صنم پرستد، من سرو ناز خود را
۲
نگذاشت آستانش در جبهه‌ام سجودیبی‌سجده می‌گذارم اکنون نماز خود را
۳
در کنج نامرادی تا کی ز منع دشمندر زیر سر گذارم دست دراز خود را؟
۴
از نقش پا به رشکم گرچه همی‌گذاردبر آستان جانان روی نیاز خود را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth