خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قرار میبرد از خلق آه و زاری مابه این قرار اگر مانده بیقراری ما
۲
شویم گرد و به دنبال محملش افتیمدگر برای چه روز است خاکساری ما؟
۳
خمار صحبت تو عقل و هوش از من بردچه مستیای ز قفا داشت هوشیاری ما
۴
تو چون روی، به ره انتظار دیدهٔ خلقبه هم نیاید چون زخمهای کاری ما
صفحهٔ ۱ از ۲