خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل پس از طوف حرم بر در میخانه نشستهر کجا شیشهٔ می دید چو پیمانه نشست
۲
رفتی از دیده و من دشمن چشمم، که چرابسفر زود رود هر که درین خانه نشست؟
۳
کس گرفتار بر ابروی تو چون چشمت نیستزیر آن تیغ بلا سخت اسیرانه نشست
۴
همنشین میدهیم پند، ولی معذوریخوی دیوانه گرفت آنکه به دیوانه نشست
صفحهٔ ۱ از ۲