خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر به قسمت قانعی بیش و کم دنیا یکی استتشنه چون یک جرعه خواهد کوزه و دریا یکی است
۲
حرص گر دهقان نباشد کشت را شبنم بس استخوشه و خرمن به پیش چشم استغنا یکی است
۳
کج نظر سود و زیان را امتیازی داده استهر چه را احول دو میبیند بر بینا یکی است
۴
ناامیدی دستگاه عیش میسازد فراخگر ببندی دیده کنج خانه و صحرا یکی است
صفحهٔ ۱ از ۲