خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۱۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
امسال نوبهار قدم پیشتر گذاشتگل نیز از بساط چمن پا بدر گذاشت
۲
سوسن بوصف باغ زبانرا کبود کردنرگس ز شوق در قدح لاله سر گذاشت
۳
برگ شکوفه رقعه معشوق باغ بودزان بوسه داد نرگس و بر چشم تر گذاشت
۴
شیرینی تبسم هر غنچه را مپرسدر شیر صبح خنده گلها شکر گذاشت
صفحهٔ ۱ از ۳