شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۲۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کسیکه از گل داغ تو گلستان داردازو مرنج چو بلبل اگر فغان دارد
۲
خدنگ خویش بغیری مزن که سینه منبرای تیر تو از داغ صد نشان دارد
۳
پی نظاره گلزار چشم حیرانستنه رخنه است که دیوار گلستان دارد
۴
تو گرچه فارغی از حال ما و لی صد شکرکه ناوکت خبر از مغز استخوان دارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth