شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۲۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا دل دیوانه بود از عافیت دلگیر بودهمچو شیون خانه زاد حلقه زنجیر بود
۲
گریه چون سیلاب از یک خانه روی دل ندیدناله هر جا رفت نی در ناخن تأثیر بود
۳
تیره روزی نیست امروزی که تدبیری کنماین سیه روزی مداد خامه تقدیر بود
۴
در کنار مادر دهریم طفل روزه داررفت ایامی که پستان اهل پرشیر بود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth