شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۵۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کار دوران چیست جمعیت پریشان ساختنسیل مجبورست در معموره ویران ساختن
۲
پاک طینت را بکین کس نشاید گرم کردبهر خونریز از طلا شمشیر نتوان ساختن
۳
گر طبیب همت ایام عیسی دم شودباید از وی درد فقر خویش پنهان ساختن
۴
ابر اگر از طینت اهل جهان آگه شودقطره سازی را بدل سازد به پیکان ساختن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth