خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۵۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حسن اگر این است، ناصح همچو ما خواهد شدنچوب تر آخر به آتش آشنا خواهد شدن
۲
از دم تیغ است سیر مرغ بسمل تا به خاکدل گر از دست تو بیرون شد، کجا خواهد شدن؟
۳
هر در نگشودهای دارد ز استغنا کلیدهمچنانش واگذار ای دل، که واخواهد شدن
۴
یک ره ار دستم، به دامان تو گردد آشناپنجه من بر سرم بال هما خواهد شدن
صفحهٔ ۱ از ۳