خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۵۴۲ - در مدح شاهجهان
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غرور حسنش از بس با اسیران سرگران کردهزره برگشته تیرش استخوانم گر نشان کرده
۲
بعاشق دشمنست آنسانکه هرگز گل نمی بویدز گلزاری که دروی عندلیبی آشیان کرده
۳
بر آن لب خال مشکین چیست، نقاش ازل گویاز کار خویش چیزیرا که خوش کرده نشان کرده
۴
گهی از ناوک آه سیه روزان حذر میکنکه مژگان تو پشت طاقت ما را کمان کرده
صفحهٔ ۱ از ۳