شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۵۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز آتش پنهان عشق، هر که شد افروختهدود نخیزد ازو چون نفس سوخته
۲
دلبر بی خشم و کین، گلبن بیرنگ و بوستدلکش پروانه نیست، شمع نیافروخته
۳
در وطن خود گهر، آبله ای بیش نیستکی به عزیزی رسد، یوسف نفروخته
۴
مایه آرام دل، چشم هوس بستن استاز تپش آسوده است، باز نظر دوخته
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth