خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۵۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اشکم ز دل چو شعله فروزان برآمدهطوفانم از تنور بدینسان برآمده
۲
رفتی و مضطرب ز قفایت دویده اشکچون لشکری که از پی سلطان برآمده
۳
جائی بدلگشائی چشمت ندیده استتا سرمه از سواد صفاهان برآمده
۴
از بسکه روزگار دنی سفله پرورستاز تخم لاله خار مغیلان برآمده
صفحهٔ ۱ از ۳